براي جيگر گوشه ام
پسر عزيزم رادوينم اين مطلب و به افتخار داشتن تو برات اينجا مي زارم ، اين و تو وبلاگ يكي از دوستام خوندم و ديدم واقعا حقيقت وجود من هم همينه. دوست دارم خيلي خيلي دوست دارم در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم. مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم!! گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهرم بیشتر دوست دارم. مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی ... نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم، ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم ... بزرگتر که شدم عاشق شدم ......
نویسنده :
مامان منير
19:28




