جشن تولد دو سالگي رادوين جونم
پسر گلم مامان و بابا براي اين جشن تولدت خيلي زحمت كشيدن و تمام تلاششونو كردن كه به تو و مهمونا خوش بگذره و خاطره يك تولد خوب برات بمونه و تو اين چند وقت كه اين همه من مهموني داشتم هيچ مهموني اندازه اين مهموني منو درگير خودش نكرده و بذار راحت تر بگم من و از پا ننداخت اولش دلم نمي خواست از ريزه كاري هاي تهيه مراسم برات بگم ولي بعدش پيشمون شدم دلم مي خواد برات بنويسم تا بدوني چه قدر برام مهم هستي و براي شادي كودكانه تو كه مي دونم شايد از اين روزا هيچي تو آينده يادت نمونه چه كارهايي كردم. حرفي كه خيلي ها بهم زدن كه چرا اين قدر وقت مي زاري ، اصلا تولد نگير فعلا كه چيزي متوجه نميشه ولي من عاشق يك لبخ...






