بهبودي حال بابا غلام
سلام عزيز دلم بار ديگه خدا به دل ما رحم كرد و جواب اشك و دعاهاي همه ما رو به دل خوشي داد. خدا را شكر بابايي ساعت حدود 11 و نيم رفت اتاق عمل و براي ساعت 2 ونيم بود كه بهم خبر دادن از اتاق عمل اومده بيرون و كمي هم به هوش هست و اطرافيان رو هم مي شناسه اين خوشحال كنده ترين خبري بود كه تو اون روز شنيدم راستشو بخواي تو كل روز بغض داشتم و نمي تونستم نفس بكشم براي ظهر هم رفتم نماز خونه و براي سلامتي بابا غلام دعاي توسل خوندنم ولي نمي تونستم خودمو ارام كنم . ولي بعد شنيدن خبر به هوش اومدن بابا انگار بهم انرژي دوباره دارن و حالم از اين رو به اون رو شد. بعدش تندي با بابارضا هماهنگ كردم و بعد براي آماده كردن تو به مهد...
نویسنده :
مامان منير
19:28






