گردش در اصفهان روز دوم - باغ پرندگان
سلام گل پسر من امروز صبح كه بيدار شدم تمام تنم درد مي كرد و دل و روده ام هم داغون بود كلا حال خوشي نداشتم ولي دلم نمي خواست روز هاي خوب سفرمون به هم بخوره و با هم آماده شديم و بابا صبحانه شما رو داد و به سمت باغ پرندگان راه افتاديم كه ابتداي راه رو كمي اشتباه رفتيم تا به باغ رسيدم. ولي از همون محوطه پاركينگ و عكس حيوانان و رودخانه كنار پارك براي تو جذاب بود تا وارد پارك شديم . كه ورودمون به پارك با استقبال يك درناي زيبا شروع شد كه از بالاي سرمون پرواز كرد و همه مون حسابي ذوق كرديم . من از اين پارك براي بابا خيلي تعريف كرده بودم ولي باورش نمي شد پرنده ها تا اين حد آزاد باشن. تو پارك من هي چند قدم جلو تر مي رفتم و مي شس...
نویسنده :
مامان منير
23:43










