دوری از پسر
سلام سلامی با یه دنیا غم و اشک از دل خسته یه مادر نمیدونم حالم چه طوره ولی جلوی اشکامو نمی تونم نگه دارم هفته دیگه باید برگردم سر کار خوشحالم که پسرم بزرگ شده ولی تاب دوریشو ندارم لحظه ای نمی تونم بدون اون بمونم این برام خیلی سخته الان چند شبه تا صبح بیدارم دلم نمی خواد روز ها بگذره همش دارم فکر می کنم خوب هفته دیگه این موقع من سرکارم و پسرم داره چی کار می کنه خوب چی کار کنم چاره ندارم باید برگردم سر کار خدایا خودت مراقب پسرم باش اونو فقط فقط به تو می سپارم برای غذاش هم دیروز بردمش دکتر گفت براش سرلاک شیر و برنج رو شروع کنم و براش شیر خودم رو هم بذارم با حرفای دکتر و راهنمایی هایی کرد خیالم از بابت تغذیه ا...
نویسنده :
مامان منير
11:55



