خبر تو راه بودن پنجمين نوه خانواده جوشقاني
واي پسر نازم يه چيز بگم برات جالب و باور نكردني توي اون همه هياهوي مهموني و تو اوج كار هام كه داشتم مي كردم شنيديم كه دارن ميگن عمه بهناز بارداره من و بگو فكر كردم دارن شوخي مي كن باهاش و زياد جدي نگرفتم سر يخچال بودم كه عمه بهاره اومد و تندي گفت فهميدي بهناز بارداره من هم با لحن شوخي گفتم آره و اون هم رفت و من به خيال خودم هنوز اين موضوع رو شوخي فرض مي كردم تا اونجا كه ديدم نه بحث كاملا جدي و عمه بهناز جونت دوباره قرار يك نيني كوچولو براي ما بياره و الان سه ماه بارداره كه خداييش رو بگم هم خوشحال شدم و هم كمي ناراحت ، ناراحت هم از اون لحاظ كه علي كوچولوي ما هنوز خيلي كوچيكه و...
نویسنده :
مامان منير
8:52






