پارك پل طبيعت كجا و آخر رسيديم به پارك پرواز با عمو و زن عمو
سلام گل پسر من باز هم خرداد اومد و تعطيلات نيمه خرداد كه من عاشقشم كه ميشه يك روز بيشتر كنار تو باشم البته از لحاظ اوضاع بدني اين هفته من خيلي داغون بودم و دستم به خصوص خيلي اذيتم مي كرد از اون بدتر هم كه هر دوي ما گرما زده شده بوديم و اوضاع كمي داغون بود طوري كه سه شنبه كه رسيديم خونه من دستم خيلي درد مي كرد برگشتنه هم مونديم تو ترافيك و دستم نابود بود ديگه ، رسيديم خونه و تو هم پيف كردي و تا من اومدم به خودم بجنبم ، ديگه نابود شد ديگه همه لباس هات و رو فرشي ......... يعني رسما مردما ديگه داشت اشكم در مي يومد كه تا همه جا رو تميز كنم و از درد به خودم مي پيچيدم چهار شنبه صبح بابا ديد كه حال ...
نویسنده :
مامان منير
9:53




