سفر به كاشان و عروسي نوه عمو بابارضا فاطمه خانم
سلام عزيز دلم اين هفته قراره به همراه ماماني فريده و بابايي غلام با هم بريم كاشان عروسي نوه عمو بابا رضا. خلاصه عصر چهار شنبه تندي با هم اومديم خونه ،دلم مي خواست برم به مامانم اينا يه سر بزنم كه خونه نبودن و بابايي كمي نا خوش احوال بود و خوابيده بود و ماماني هم چون خاله منا كلاس داشت هنوز پيش پرهامي بود. ما هم زود اومديم خونه چون من ديشب فقط رسيده بودم لباس ها رو بشورم و لباس هايي كه قرار بود تو عروسي پوشيم رو اتو كرده بودم. و ساك بستنمون هنوز مونده بود. خلاصه كنم برات بساطمون رو جمع كرديم و بابا رضا اومد و راه افتاديم اول رفتيم سمت خونه عمه بهناز و بابايي و ماماني رو سوار كرديم و بعد رفتيم پمپ بنزين و...
نویسنده :
مامان منير
23:14








