رادوينرادوين، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره
رونیارونیا، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

خاطرات عزيز دل مامان و بابا

خوشبختی برای من است چون آنان که دوستشان دارم کنارم هستن

روزگار جديد

رادوين عزيزم  همه جونم  مي خوام از روزگار الانمون برات بگم  بعد قبول شدم تو دانشگاه قرار شد كه روزها بيشتر تو اداره بمونم تا بتونم ساعت نبودم رو جبران كنم. سر همين هر روز بايد تا ساعت 5 تو اداره بمونم و تو رو هم از ساعت 4 و ربع ميارم پيش خودم و تو هم با عمو ها حسابي مشغول مي شي و بازي مي كني .( البته يك شنبه كه من كلاسم تا 6 بعد از ظهر باباسيد لطف ميكنه و مياد تو رو زود تر از مهد مي بره خونه خودشون ) خدا را شكر با محيط اينجا خوب كنار اومدي. ولي سختيش فقط اينجاست كه وقتي ساعت 5 ميريم از اداره ساعت 6 ميرسيم خونه و حسابي تو ترافيك مي مونيم و از همه بدتر كه هوا هم داره با رفتن به سمت زمستان ديگه داره كم كم تاريك ميش...
16 مهر 1395

پسرم يه سال بزرگ تر شدي و رفتي كلاس پيش آمادگي

سلام  عشق مامان  جون مامان  اي جان كه چه حس خوبيه باز اول مهر و پسرم بزرگ تر شد و باز يك كلاس جديد و مقطع بالاتر. و برام خيلي جالبه كه حس تجربه اول مهر هميشه از 7 سالگي بود و مدرسه رفتن و الان پسرم هم داره اين و تجربه مي كنه و اين دومين سال تجربه ما پارسال پسرم اول مهر به كلاس نوپا و پيش خاله افسانه رفت  امسال پسرم رفت كلاس پيش آمادگي و پيش خاله هانيه  از اين ترم علاوه بر كلاس عمو موسيقي و كلاس نقاشي  به كلاس هاي آموزشيتون دو تا كلاس ديگه هم اضافه شده  كلاس زبان انگليسي و كلاس سفال  گل پسرم  دلم مي خواد باشم و روزه دانشگاه رفتن و جشن فارغ التحصيلي و رسيدنت به بالاترين مد...
3 مهر 1395