درونم
مي خواهم بگويم از آنچه در درونم غوغا مي كند. از تو كه بودنت دليل بيشتري براي بودنم شده . نمي دانم چه قدر وجودم را درك مي كني و آيا مي داني كه در كنارت هستم. من كه تا ديروز عاشق شيطنت و جست و گريز بودم آهوي گريز پا لقبم مي دادن ، وقتي با تمام سرعت خيابان ها را در بعداز ظهر هاي روز هاي سرد و گرم پشت سر مي گذاشتم حال جلوه اي از سكوت شدم در مقابل آن همه هياهو. دويدن ، سريع بودن ، گشتن ، جستن جايگزيني پيدا كرده اند به نام آرامش › تامل باورم نمي شد روزها و ايام بگذرند من . واقعا من تمام بعداز ظهر ها را خانه بمانم تا تو › تمام آنچه در وجودم هستي بتواني آرامش يابي و رشد كني آخ كه چه قدر بودنت ، بودنم را تغيير داد من عاشق اين ...
نویسنده :
مامان منير
14:12



