هديه خاله منا و عمو ابراهيم در راستاي جيش كردن پسر
سلام عزيز دلم خوبي جون مامان اين چند روز حسابي در گير جيش كردن شما هستم . به خدا ديشب جوني ازم گرفتي كه نگو يعني درد دستم دوباره شروع شده و پشتم داره گز گز ميكنه. ديشب رفتيم خونه ماماني اينا براي ديدنشون كه از مشهد اومده بودن و شما هم تا تونستيد اونجا با داداشي آتيش سوزونديد. خاله منا و عمو ابراهيم هم سري پيش كه شما تازه جيش مي گفتي لطف كردن و برات يه بلوز و شلوار هديه گرفتن . ديشب هم برات دو تا شورت گرفتن. كه خاله كادو رو بهت داد. تو هم باز كردي و گفتي اين و خاله منا آورده ، دست بزنيد. يعني همه مرده بوديم از خنده و بعد هم تندي شورت ها رو برداشتي بردي تو كيفت گذاشتي. دستشون درد نكنه.... البته با توجه به...
نویسنده :
مامان منير
23:47







