خدا من چه زود رسيديم به تولد 4 سالگي
سلام همه جونم چشم به همي زدم و البته عمري سپري كردم و رسيديم به تولد 4 سالگي باورم نميشه كه 4 ساله مامانم و اين افتخار و دارم كه بعضا تنها آغوش گرم براي پناه تو هستم كه از تمام درد ها و خستگي ها و ناملايمتي ها به من پناه مي آوري رادوينم تكه جونم سالي كه گذشت پر از دغدغه و سختي و گاه هم شادي برايمان بود تو چه قدر بزرگ تر شدي و چه قدر ديد و حرفات نسبت به سالهاي قبل تغيير كرد ان قدر دوست دارم كه دلم مي خواد فقط از عشقم به تو بگم از وقتي كه خسته ميام مي رسيم خونه و تو مي پري تو بغلم و واي چه حالي ميده كه لوپ كوچيكتو بوس مي كنم و دلم مي خواد گازت بزنم و تو هم از د...
نویسنده :
مامان منير
15:14




