يادش به خير و خاطرات يك سال زندگي
انگار نه انگار مثل اينكه همين ديروز بود با بابايي يك روز شمار تا تولد شما نيني پسملي درست كرده بوديم و روي يخچال زده بوديم هر روز يك روز و خط مي زديم ![]()
هم خوشحال بودم و هم دلهره داشتم
نمي دونم چه قدر تونستم تو اين ماه هايي كه گذشت حق مادري برات تموم كنم ![]()
ولي وقتي مي بينم تو جمع اصولا با من بودنو به همه ترجيح مي دي و تو شلوغي مهموني ها منو پيدا مي كني و با دستاي كوچيكت به سمت من اشاره مي كني ته دلم قينج ميره و حسابي حال مي كنم
وقتي تا اسمت و صدا مي كنم با اون دو تا چشم سياهت بر مي گردي و منو تو هر سمتي باشم پيدا مي كتي و برام يه لبخند مي زني انگار تمام دنيا رو به من بخشيدي ![]()
وقتي با تمام خستگي هام از سر كار بر مي گردم و ميام دنبالت و گاها به اين موضوع فكر ميكنم كه نكنه مرا فراموش كني و ديگران و به من ترجيح بدي و با اين فكر ها خودمو مي خورم تا در خونه ماماني باز ميشه و مي بينم تو خودتو مي رسوني جلو در و اگه اول به بقيه سلام كنم تو اون قدر صدا از خودت در مياري و يا سريع خودت و از بغل اونا مي اندازي تو بغل من ..... كه آني غرق مي شم تو دنياي عشق تو و همه خستگي از جونم ميره ![]()
وقتي حوصله هيچ كس و نداري و نمي خواي چيزي و تحمل كني و تو اوج ناراحتي هستي ... با تمام وجود ميگي مااااااااماااااان كه من در هر حالي باشم خودمو بهت مي رسونم و از اين كه تگيه گاهت هستم براي رفع ناراحتيهات منو مي خواهي به خودم افتخار مي كنم
وقتي روي مبل نشسته ام و مي آيي خودتو مي رسوني به من و بعد با دستات انگشتاي من و ميگيري كه مي خواهي راهت ببرم باتمام جون اين كار و برات مي كنم و كنار هر قدمت هزار قربون و صدقه ات ميرم و كنارش هزار تا آرزوي خوب براي آينده برات مي كنم ![]()
عاشقتم كه در هر حالي هستي وقتي صداي اذان و يا قرآن رو مي شنوي دست كوچولوتو م يزاري كنار گوشتو تو هم شروع م يكني به صدا كردن
و قرتي جوني من كه تا برات نا ناي ناي مي خوني دستاتو خوشجل مي چرخوني و باسنتو تكون مي دي قرميدي برام
كلاغ پر بازي و لي لي حوضك ياد گرفتي و ماشينو ميگيري مي كشي زمين
خلاصه با هر كاري كه مي كني دل مامان و بابا رو مي بري
خيلي دوست داريم و از اينكه خدا اين هديه الهي و به ما داده ازش ممنونيم
خدايييييييييييييييييييييييييييييييييا شكرت![]()




يادش به خير و خاطرات يك سال زندگي